الشيخ علي اكبر النهاوندي
220
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
وجه دوّم : جواب حلّى است . مىگوييم : جنايتكننده اگر زنده باشد ، استحقاق ترتّب عقوبت تا وقت ظهور امام عليه السلام بر او باقى است كه بر او اقامهء حدّ مىكند و به حدود واقع مىشود و اگر با استحقاق عقوبت بميرد ، تأخير حدّ او گناه و اثمش بر گردن آنهايى است كه امام از ايشان خايف و بدين واسطه مخفى شده است . امّا به اين نسخ نگويند ، زيرا با تمكّن و زوال مانع اقامهء حدود واجب و بدون تمكّن ، وجوب آن ساقط است و نسخ وقتى مىباشد كه وجوب اقامهء حدّ با تمكّن و تحقّق شرايط ساقط باشد ، كما لا يخفى ذلك على العارف بقواعد الاستنباط . [ شبهه بيست و يكم : چگونگى راه نيل به حق ] 23 صبيحة بدان شبههء بيست و يكم مخالفين در ساحت امامت حضرت مهدى موعود - عجّل اللّه فرجه الشريف - اين است كه مىگويند : در غيبت و خفاى امام ، حقّ و واقع چگونه ظاهر مىشود ؟ اگر بگوييد : راهى براى رسيدن به حقّ نيست ، پس مردم در امور دين و دنياى خود در حيرت و ضلالت خواهند بود ، زيرا امامى نيست كه حقّ را براى ايشان بيان فرمايد و اگر بگوييد : از ادّلهء كتاب و سنّت ، حقّ بيان مىشود ، مىگوييم : در اين صورت چه احتياجى به امام است . [ جواب شبهه ] جواب شبهه اين است كه حقّ بر دو قسم مىباشد ؛ پارهاى مثل قبح ظلم و حسن احسان ، عقلى و پارهاى سمعى است . آنچه از حقّ عقلى است ، به ادلّه مىتوان بدون حضور امام رسيد و امّا آنچه ادلّهء آن سمعى است ، پارهاى از احاديث نبويّه و احاديث اهل بيت آن بزرگوار است كه داراى مقام عصمت و طهارتاند و ما مقرّر نموده و ثابت كردهايم وجود امام خواه ظاهر باشد ، خواه مخفى ، فى نفسه لطف است .